تبليغاتX
بسوده ترین کلام
 
بسوده ترین کلام
 
 
برشی از یک نگاه
 

 

 از:"عمر بن خطاب "خلیفه مسلمین

 

 به:"یزدگرد سوم" شاهنشاه پارس

 

یزد گرد ،من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم ،مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی .

زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت می کرد ،لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست .من راهی برای نجاتت به تو پیشنهاد می کنم.شروع کن به عبادت خدای یگانه،یک خدای واحد ،تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است.ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ،او که خدای حقیقی است.آتش پرستی را متوقف کن ،به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند،به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.

الله خدای حقیقی را بپرستید ،خالق جهان را،الله را پرستش نمایید و اسلام  را به عنوان راه رستگاری  خود قبول کنید.اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام بیاورید تا بتوانید الله اکبر را به عنوان ناجی خود قبول کنید . با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسین بهتر است ،تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه می باشد.

 

                  سپنتامینو   

                                                                                      الله اکبر

                         

                                                                                     خلیفه مسلمین

 

                                                                                   (محل امضای عمر)


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:41  توسط پشه ای در استکان  | 

 

آراتا، همان اهمیّتی را دارد که تروا برای تمدّن یونان              

 

وسعت مکان ، ظرافت کیفیّت آثارهنری که در آن محل پیدا شده، این نظر را تائید می‌کند که فرهنگ هلیل رود بر مناطق اطراف خود تا فاصله‌ي ِ بیش از ١٠٠٠ کیلومتر اثر فراوانی گذاشته... تمام اینها از جیرفت یک مرکز فرهنگی و شهری متمدّن در دوره برنزمی‌سازد که از شکوه بالایی برخورداربوده‌است.

مرجان مشکور، باستان‌شناس ِ موزه‌ي ِ ایرانی‌ي ِ تاریخ طبیعی می‌گوید: "... و این، تمام داستان نیست! محلّ ِ صید ِ فرآورده‌های دریایي (ماهی) که ساکنان جیرفت به مصرف غذایي می‌رساندند، در چند صد کیلومتری آن‌جا بوده است! این نکته ای است که از میزان سازمان یافتگی و درک ِ جامعه‌ي ِ آن زمان صحبت‌می‌کند؛ چون‌که فرآورده‌های دریايی را باید سریع به مصرف رساند و چگونگی‌ي ِ حمل ِ آن‌ها بسیارسؤال بر انگیزست".

یوسف مجیدزاده معتقد است كه همه چیز درهماهنگی‌ي ِ کامل است. جیرفت همان آراتا است. هم برای این واژه شناس (زبان شناس - باستانْ‌شناس ِ فرانسوی) و هم برای این باستانْ‌شناس(مجید زاده) ، آراتا برای شرق قدیم، همان ارزش را داراست که تروا برای دنیای یونان. شهری که جلال و شکوه آن به اندازه ای بوده که حتی دشمنان لجوج، وصف آن را سروده اند. اولین یونانیان شهر تروا را از بین می برند؛ اما پس از آن، قرن‌ها شکوه دیوارها و شجاعت مردمش را وصف می‌کنند.

این در حالی است که پیش از ١٥ قرن قبل از هومر، سومری ها به رقابت خود با آراتای پر شکوه، اشاره می کردند. آن‌ها هستند که بین ٢٠٠٠ تا ٢٥٠٠ سال قبل از میلاد، اولین نوشته‌های ادبی‌ي ِ بشریّت را کتابت کردند. هزار سال طول کشید تا بعد از کشف نوشتن، اوّلین حماسه‌های افسانه ای را به تحریردرآوردند. در این داستان‌ها و افسانه‌ها، شیدايی و حسادت نسبت به شهر بزرگ آراتا یک موضوع تکراری است. حسادت های فراوان ، برای کیفیّت زندگی، وفورمعادن ، برای کوه‌های بلند برفی اش، برای هنر ِ هنرمندانش. رقابت بین ساکنان سومر و آراتا عمیقآ بر افکار ساکنین بین النهرین تاثیرگذاربوده‌است؛ تا آن جا که افسانه ی کشف نوشتن را به شاه افسانه‌ای‌ي ِ شهر ِ بزرگ ِ اوروک نسبت‌می‌دهند، که در جنوب عراق فعلی قراردارد، شاهی که قصد او چیزی جزارتباط دیپلماتیک با پادشاه آراتا نبوده‌است. امروز دیگر با قاطعیّت می‌دانیم که در ٤٠٠٠ سال پیش، نویسندگاني که در لوح های رُسی آثارشان را مکتوب می‌کردند، آراتا را به مانند دنیای قدیمی برای خود می‌دانستند.

 به جهانی قدیمی و پایان یافته ، همان‌ طوری که برای یک روزْشمارْنویس (تاریخْ نگار) اروپایی، سال ١٠٠٠ میلادی و امپراتوری‌ي ِ روم، متعلق به گذشته است.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 8:36  توسط پشه ای در استکان  | 

 

استفان فوکارت- لوموند- ٤/١/ ٢٠٠٨                                                               

 

ترجمه‌ي: بانو دكتر ف. ب.- ص.

 

خطّ، شهر و دولت، سه عنصر و پایه‌ي ِ تمدّن هستند که در کنار رودهای نیل، دجله و فرات پدید آمدند. شکل گیری این سه عنصر در کنار این سه رود برای تمامی دانشمندان امری بدیهی بود ،تا آنجا که در لوح کتب درسی حکّاکی شدند ، امّا امروزدیگر اطمینانی به شکل گیری این سه عنصر اصلی تمدن در کنار این سه رود نیست.

در اوائل قرن بیستم، با کشف فرهنگ در دره‌ي ِ ايندوس ( بین مرز هند و پاکستان ) که تمامی اسرار آن نیز تا به حال کشف نگشته ، این اطمینان مشوش شده بود ، با کشف ثروتهای باستان شناسی هلیل رود،این اطمینان بیشتر متزلزل شده است . زیرا به نظرمی‌رسد که تاریخ و سرگذشت انسان ها از دره دورافتاده جنوب شرقی ایران، در٢٠٠ کیلومتری تنگه‌ي ِ هرمز نیز گذرمی‌کند . هلیل رود رقیب و هم تراز بین النُهرین (سرزمین پاره پاره‌ي ِ عراق فعلی) شده است، از دید باستان شناسان بعید نیست که مکان های باستانی یافته شده گرفتار حوادث (طبیعی و تاریخی) متعدد نشده باشند . تمام یافته‌ها در این مکان دورافتاده از این سخن می‌گویند که: بقایای شهری بنام آراتا هستند، شهری افسانه ای که اولین متون یافت شده در بین النهرین نیزشکوه و جلال آنرا توصیف کرده اند و تا به حال باستان شناسان موفق نشده بودند آنرا با اطمینان شناسائی کنند. کشفیاتی به مانند هلیل رود و با این وسعت شاید قرنی یک بار صورت بگیرد. تازه اگر قرنی با اقبال باشد.

اکثر متخصصان تمدّن باستان شرق متفق‌القولند که: یک قبل و یک بعد از جیرفت وجود دارد (جیرفت نام شهر مدرن است) که در حوالی آن ، شهر اموات ونیز بقایای شهری دیگر با قدمت ٥٠٠٠ ساله کشف گردیده است. صحبت از یک قریه یا ده نیست. هلیل رود در عصر طلايی‌ي ِ خود، شهری به‌ وسعت چند کیلومتر مربع بوده که قدمت آن به ٢٥٠٠ سال قبل از میلاد می‌رسد. از نظرمقامات ایرانی، کشف این مرکز ِ تمدّني و هنری‌ي ِ ناشناخته که ٥٠٠٠ سال قدمت دارد، از اهمیّت بالائی برخوردار است. برای تمامی کسانی که به میراث فرهنگی و باستان‌شناسی توجّه دارند ، جیرفت اَولویّت اوّل را پیدا کرده است. با وجود بحران سخت سیاسی بین واشنگتن و تهران، به هلی پیتمن ( محقق دانشگاه پنسیلوانیا) نیز اجازه دادند که با باستان شناس‌های ایرانی در محل همکاری کند .
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:24  توسط پشه ای در استکان  | 
 

             شعر من هم آخرش گیر افتاد

 

             در گٍل آلوده تکرار

 

            چه کنم؟

 

             همینست کز دست دلم می آید

 

            گاه و بیگاه

 

            فاصله و تاریکی و تشنگی را

 

             همه با هم ،یکجا

 

            بهانه می آورد ،اما

 

            عقل می گوید:

 

            ادبش کن !

 

           میگویم:آخر ،دلم می سوزد

 

           این همه کم نیست،؟

 

           بی انصاف !

 

            آتشش هم بزنم ؟

 

           هان؟!

                آتش دل

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:41  توسط پشه ای در استکان  | 
 

و "خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .

خواجه نصیر الدین فرمود :

                                 ای مسلمان


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:38  توسط پشه ای در استکان  | 
 

                        2اردیبهشت روز زجهانی زمین پاک گرامی باد

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:23  توسط پشه ای در استکان  | 
 
  بالا