تبليغاتX
بسوده ترین کلام
 
بسوده ترین کلام
 
 
برشی از یک نگاه
 
 

هی فلانی

 

(تورا نمی گویم)با آینه ام

 

تو خود را همچنان گم کن

 

در کوچه پس کوچه های "علی چپ"

 

آخراول هم که رسید!

 

پس چه شد آن همه همهمه و وعد و وعید؟

 

چی؟... بی خیال ؟

 

باشد ،اما ........به هم میرسیم

 

                 من در آینه

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 10:29  توسط پشه ای در استکان  | 
 

امروز با اینکه 15دقیقه زودتر از حرکت قطار وییژ (اگه واژه مناسبی بجای

 

سریع السیر پیدا کردید،خبرم کنید) خودم رو به ایستگاه رسوندم ،اما تا

 

 45دقیقه بعد از اون هم قطار نیومد که نیومد.

 

وقتی با این تاخیر به شرکت رسیدم ،داشتم برای انواع برخورد رئیس

 

آماده میشدم که نگهبان گفت :سلام ناراحت نباش هنوز نیومده!

 

لبخند پر افتخاری بهش تحویل دادم با یه چشمک اضافه .

 

البته بیشتر نگرانی ام برای این بود که بجای 14فروردین ،هجدهم سر

 

کار حاضر شده بودم.

 

اما امسال رو با روزهای خوبی شروع کردم .گرچه مثه همیشه توی

 

برنامه ریزی هام سیشدان زده شد ،اما قابل کنترله...

 

میدونم که از پسش بر میام.

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 14:13  توسط پشه ای در استکان  | 
 
  بالا