تبليغاتX
بسوده ترین کلام
 
بسوده ترین کلام
 
 
برشی از یک نگاه
 

 

چندی پیش یکی از دوستان که از مزایای بی شمارش تک زنگهای گاه و بیگاه پس از نیمه شب را به

 

 راحتی می توان نام برد ،کتابی پیشنهاد داد و تاکید کرد حتما تهیه و مطالعه نمایم.از آنجا که این دوست

 

 ، خانمی دانشجو ست و در رشته ای فنی مشغول به تحصیل ،با خود گفتم به یقین کتابیست پر از

 

 شعرهای :لا اله الا چشمهای تو و لا اله الا لبهای من و ...شاید رمانی توی همین مایه های شیدایی و

 

 دیگر هیچ!!!

 

هر گاه خودم می خواستم خواندن کتابی را پیشنهاد کنم ،بدون توجه به اینکه

 

 مخاطبم چه سنی دارد و چه سلیقه ای ،با اهن و تلپی فجیع و قیافه ای حق به

 

 جانب کتاب"جامعه باز و دشمنانش "اثر کارل پوپر را میگفتم .کتابی حجیم با قطری

 

 حدود19سانت و وزنی معادل 3450گرم!!!!.

 

"میرا" اثر کریستوفر فرانک کتابی 91 صفحه ای ست که دو روزه و در فاصله تهران

 

–کرج در مترو خواندم.اما مزه آن را گمان نمی کنم به این زودی ها از زیر دندان طماع

 

 ذهنم رها کنم.

 

چند ویژگی جالب کتاب "میرا"که از این بابت باید قدردان دوست وقت نشناس و

 

 پرآزارم،باشم!!این است:

 

1.خیلی زود شما را وارد ماجرا میکند به طوری که لذت به انتها رسیدن شما را رها

 

 نمیکند.

 

2.حاشیه و بیراهه که کسالت و نخوت را همراه داشته باشد ،وجود ندارد.

 

3.ترجمه خانم لیلی گلستان به زیبایی کار افزوده.

 

4.از متن چیزی نمی گم.

 

راستی کتاب به چاپ پنجم رسیده .تا دیر نشده شما هم اقدام کنید.

 

           

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 12:12  توسط پشه ای در استکان  | 

 

یکی از همکاران بر روی صفحات تقویم روی میزکارش ،رویدادهای مهم(البته از دیدگاه

 

 خودش)را یادداشت میکند.مانند سالروز میلاد دوستان ،جشنهای باستانی ایرانیان و

 

دیگر رویدادهایی از این دست .

 

از آنجایی که تا اندازه ای پیرامون بسیاری موارد فرهنگی –تاریخی همفکر و

 

همنظریم،چندی پیش با قیافه ای پرسشگر پرسید:میدونی امروز(سه شنبه 17مهر)

 

چه روزیه؟گفتم :آره!2روز مونده به سالروز تولدم.!!!در ضمن چیزی نمونده رمضون تموم

 

شه.

                        

 

یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت و گفت:امروز 9 اکتبره.

 

 این بار نوبت من بود که اون نگاه رو بهش کنم.ولی این کارو نکردم،گفتم:خوب که

 

چی؟

 

خلاصه این نگاه ها کلی رد بدل شد.

 

 همکارم که حسابی کلافه شده بود،گفت:از این جهت میگم 9 اکتبر چون سالروز

 

پیروزی و ورود کوروش کبیر به سرزمین بین دو رود(بین النهرین)ست.

  

این بار دیگه اون نگاه رو کردم و گفتم:حالا چرا به میلادی ؟خوب بگو 17مهرماه.ویا دو

 

روز بعد از مهرگان.

 

گفت :به این دلیل که20روز بعد از این پیروزی،فرمان10ماده ای که امروز بهش منشور

 

حقوق بشرمیگیم رو صادر کرد.

 

داشتم به این موضوع فکر میکردم که یونسکو ویا سازمان ملل …..

 

 دوستم پرید وسط افکارم و گفت:به همین دلیل روز 7آبان(29اکتبر) ،روز کوروش

 

نامگذاری شده است.

 

                                 

 

گفتن از کوروش و روش و منشش کار شگرف وتازه ای نیست!چه دوستان هم در

 

دانستن و هم در نگارشش از من تواناترند.

 

غرض مقایسه سطح فکری(در همه ابعاد) حاکمان امروزین باکوروش بزرگ

 

نیز،نیست،چه از خورشید آشکار تر است که این مقایسه نه تنها توهین به این

 

شخصیت بزرگوار همه تاریخ بشریت که ستمی دو چندان نیز به نیاکان پاکمان است.

 

همه ما کم و بیش از متن اعلامیه حقوق بشر که در سال ۱۹۴۸به تصویب سازمان

 

ملل رسید واینکه این بیانیه بیش از ۲۵ سده پیشتر توسط فرمانروای جهان آن روز

 

صادر شده آگاهیم.

                         

 

اما شاید شما نیز این روزها ماجرای غم انگیز خودکشی خانم دکتری جوان (زهرا بنی

 

عامری) در یکی از بازداشتگاههای همدان را شنیده اید.برای تشریح این فاجعه بهتر

 

دیدم قسمتهایی از نامه خانواده مقتول را درج کنم.

 

داوری با شما.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 11:33  توسط پشه ای در استکان  | 
 
  بالا