|
بسوده ترین کلام
|
||
|
برشی از یک نگاه |
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر کلا سوف تعلمون
مدتها بود که در جو آرام مملکت اسلامی،به دور از اغتشاش و ناآرامی در صلح و صفا میزیستیم و ملت غیور ایران اسلامی،به آفریدن افتخارات علمی،فرهنگی،سیاسی و ورزشی و دیگر عرصه ها مشغول بود.
اما متاسفانه چندی پیش،نمونه هایی به چشم خورد که هشداری ست برای مسئولان بلند پایه کشور تا بدانند که دشمنان نظام،با وجود شکستهای پیاپی ظرف سی سال گذشته،درس خویش را نیاموخته اند و با رهبری سازماندهی شده و اغفال مشتی مغرض بی اطلاع،در پی تیشه زدن به درخت تنومند انقلاب اسلامی هستند که با خون صدهاهزار شهید دوران انقلاب و دفاع مقدس آبیاری شده است.
با مشاهده ی دگرگونه نمایی و انتشار عکسهایی که به آشوبهای اخیر نسبت داده شده است،اینجانبان بر خود فرض دانستیم که پاسخی در خور،به این هتاکی ها بدهیم و با شفاف سازی حقایق،از تلوّث گذشته ی پرافتخاردولت خدمتگذار جلوگیری نماییم.باشد که خداوند یاریمان دهد تا از میدان مبارزه با این فرزندان حرام زاده انقلاب،پیروز بازگردیم.ان شاالله
دراین بیانیه،با ارایه ی مشروح عکسهایی که در سالیان اخیر توسط سازمانهای مختلف گرفته شده و مبین تاریخ جلوه های زیبای اقدامات دولت اسلامی جهت رفاه ملت و تزریق روحیه ی فره و شادمانی در کالبد ملت رشید ایران است،سعی آن داریم که از انتساب این عکسها به جریانهای ضعیف و مذبوحانه ی روزهای اخیر جلوگیری کنیم.

این روزها یادآور سی اُمین سالروز انقلابیست که امروز با پسوند اسلامی از آن یاد میشود. انقلابی که در پی آن حکومت جمهودی اسلامی جایگزین شد تا رفتارهای ناپسند حکومت پیشین را از ریشه درآورده و بهترینها را انتخاب و اجرا نماید.
یکی از این رفتارهای غیردموکراتیک وناپسند سانسور بود!!!
عکسی که در ادامه مطلب خواهید دید،تصویری ماندگار از صحنه پایین آمدن آیت الله خمینی ازپله های هواپیماست.
من که تا حالا این تعداد همراه پشت سر ایشان راندیده بودم.شما چی؟
تن خسته و رنجورش را به سختی و کندی تکانی داد.همین تکان کوچک کافی بود تا صدای شکستن پوسته خشک ونازکش شنیده شود.پلکهایش رابه سختی و آرامی چندبار باز و بسته و سپس نیمه باز نگه داشت.در سیاهی چشمانش،بیجانی و پریشانی موج میزد.نگاه خیره اش را از چین و چروکهای بیشمارتن خاک آلودش گرفت و به من،که اکنون در برابرش زانوانم توان ایستادگی نداشت،انداخت.با این نگاه،پرواز ذهنم به گذشته نه چندان دور و شاداب و جوانش شروع شد....
صدای پر پرندگان سرزمینهای دور دست....تاب نرم رقص ماهی دربلور آب....شانه آرام باد روی گیسوی نیزارهای بی آزار....تماشای چشم نواز آب تازه و پاک....آه.... پریشان....
ادامه رادر وبلاگ من و محسن بخوانید
هنگامی که از بهمن(هم خونه ای اهل هنر)شنیدم رضا کیانیان در فرهنگسرای نیاوران نمایشگاه گذاشته،به یاد کار ابتکاری و بدیع این هنرمند صاحب سبک و اندیشه در خانه هنرمندان افتادم.پارسال بود.با تکه های چوب و تنه درختان حجم هایی رو به تصویر کشیده بود که بیا و ببین.
اما این بار :
دیروز آخرین روز نمایشگاه عکس استاد کیانیان بود.زمانش هم تا ساعت 19 بود.و چقدر زود دیر شد.10دقیقه مانده به اتمام نمایشگاه رسیدم.و فقط کتابی رو که حاوی این عکسها بود رو خریدم.
به یه دونه از این عکسها توجه کنید .چی میبینید؟چی فکر میکنید؟این عکس هنرمندانه از تنه درخت اکالیپتوس گرفته شده.قضاوت با شما.

شکی نیست تجربه بشری واستفاده از آن یکی از دستاوردهای فکری نوع بشر است.چنانچه بشر می خواست هر آنچه که بدان "نیاز"دارد را خود بیآفریند و از هیچ نمونه و الگویی استفاده نکند،امروز "اندر خم یک کوچه"بود.این نیازها گاه مادی و گاه احساسی و غیر ملموس است."دموکراسی"نیز یکی از "دستاورد"های بشر "نیازمند"بوده و هست و خواهد بود.بشری که دوران شیرین و کم دردسر مادرتباری را به "طمع" دستیابی به "ابزار" و استفاده از آن برای کسب و افزایش "قدرت"،فراموش کرد ووارد دنیای "مردانه"ای شد که همه روابط و مفهومش در "تملک" خلاصه میشد.تسلط و تملک و در اختیار داشتن:زمین،آب،زن،ابزار،دانش و فکر!وحتی خدا و همه چیز.مهم نیست که چیست ،"باید"مال "من"و نه حتی"ما"باشد.و این باید به بایدها تبدیل شد و پشت سرش "نباید"ها آمد.و اینگونه بود که بیماری جدیدی "آفریده"شد به دست خود بشر با نام :دیکتاتوری....
بیشتراز صد ساله داریم برای "دموکراسی"میدویم.دراین سربالایی بامانع!فقط به رسیدن و در آغوش گرفتن دموکراسی فکر میکنیم.گمان من اینه که خیلی ها،به ویژه مدعیان روشنفکری،دوست دارند این "فرهنگ"مانند "گوجه فرنگی"که شاه قاجارهمچون تحفه ای از فرنگ برایمان به ارمغان آورد،به همان شکل به دستمان برسد.در اینجا لازم است بگویم :من با این ایده مخالفم.
برای خواندن دنباله اینجا را کلیک کنید.اینجا
این نوشتار نه برآن است که گاف های بی پایان شخص نخست اجرایی کشوررابرشماردونه حتی از او انتقاد کند،چه،که خوب میدانیم بیان هردواینها در روحیه حضرتش کوچکترین نقشی نداشته و نخواهد داشت.
ادامه مطلب را در وبلاگ من و محسن ببینید
امروزسالروزحمله نظامی گسترده عراق به ایران و شروع جنگیست که کمتر کسی گمان به درازا کشیده شدنش، آنهم برای 8سال(2855روز)،می بُرد. جنگ ما پایان یافت.اما خوب است بدانیم تلخی این جنگ نه برای "جام زهر"یست که نوشیده شد،بلکه ازخودجنگ است.آنروزی که می گفتیم:" این اسلام(اسلام انقلابی سال57) دنیارافتح خواهدکرد"،بایدبه فکرتحریک شدن کشورهمسایه ای که بیش از 60%مردمانش شیعه مذهبند و حکومت دست اقلیت سنیست،می بودیم.جالب آنجاست که حتی در گرماگرم جنگ نیز شعارمیدادیم "راه قدس از کربلا میگذرد".
دراینجا ،قصدمن آن نیست که به شرح علل وانگیزه های شروع و پایان یافتن دیرهنگام جنگ بپردازم،ویاازآسیبها و پیروزیها بنالم وبگویم،چه،که اززوایای تازه ای ،چندیست هم میبینیم و هم میخوانیم که بدان پرداخته میشود.تاآنجا که رسانه عمومی تلویزیون نیزهمین چندشب پیش،درمجموعه ای مستند به گوشه هایی از این جنگ اشاره میکند که برای عموم جامعه تازگی دارد.(مانند نامه محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران به آیت الله خمینی برای" استخاره گرفتن" جهت انجام عملیات-گم شدن گردان حبیب در منطقه جنگی و.....)
از این رو بهتردیدم با گزینش تصاویری از جنگ،تلخی اش رایادآورباشم.
برای دیدن تصاویر برروی"ادامه مطلب"کلیک کنید...
من شفای چشم بیمارخویش را
کی طلب از بوی پیراهن کنم؟
چشم،چون روگشاید،روی مهتابش نبیند
بسته درتاریکنای شب بماند،بهتراست
فاصله،
گرچه ازکجاتاناکجای ذهن هاست
لیک،فاصله ازبهرما
لحظۀ نادیدن چشمان اوست
هی فلانی...
با سار چشمانش بگو،
بام پُرسوزوگدازجان ما
منتظرتاسایه بان پَرهای پُرمهرشماست
تشنه ماندن ازبرای ابربی باران او
بهترازسیرابی ازسیلابهای کم بهاست
|
|